نشست «نقش فردوسی در تکوین هویت ایرانی- اسلامی» برگزار شد
فردوسی؛ احیاگر زبان فارسی و هویت ایرانی
در ابتدای این نشست، دکتر محمد بهنامفر با بیان اینکه فردوسی در تاریخ ایران یک شاعر مدیحهسرا نیست، اظهار داشت: برخی فردوسی را صرفاً با نام شاهنامه میشناسند، در حالی که این حکیم فرزانه از جنبههای مختلف، حق بزرگی بر گردن ایران و اسلام دارد.
وی افزود: فردوسی در دورهای زبان فارسی را احیا کرد که این زبان هنوز بهطور کامل استقرار نیافته بود و واژههای عربی بهتدریج در دیوانها و ادارههای آن زمان، زبان فارسی را تحتالشعاع قرار میداد.
نقش تعیینکننده فردوسی در پاسداری از زبان فارسی
استاد ادبیات فارسی دانشگاه، با اشاره به تلاش پیشینیان برای حفظ زبان فارسی ادامه داد: پیش از فردوسی نیز افراد بسیاری برای صیانت از این زبان کوشیده بودند، اما فردوسی این مسیر را به سرانجام رساند و با بیش از ۳۰ سال تلاش، هم زبان فارسی را احیا کرد و هم هویت ایرانی را به جهان معرفی کرد.
وی تصریح کرد: فردوسی برای ایران «شناسنامه تاریخی» صادر کرد؛ اقدامی که در واکنش به تحقیر ایرانیان در دوره بنیامیه و بنیعباس معنا پیدا میکند. ایرانیان اسلام را با آغوش باز پذیرفته بودند، اما بعدها به نام اسلام مورد تبعیض و تحقیر قرار گرفتند.
شاهنامه؛ سند هویت و تمدن ایرانی
بهنامفر بیان کرد: شاهنامه نشان داد ایرانیان بیاصل و نسب و بیهویت نیستند، بلکه دارای فرهنگی چند هزار سالهاند؛ نگاهی که به احیای هویت ملی ایرانیان انجامید.
وی افزود: این اثر سترگ، تنها یک منظومه ادبی نیست، بلکه سندی تاریخی از تمدن، فرهنگ و ریشهداری ملت ایران است.
آشتی ایران و اسلام؛ هنر بزرگ فردوسی
این استاد دانشگاه با تأکید بر نقش فردوسی در پیوند دادن هویت ایرانی و اسلامی، اظهار کرد: هنر بزرگ فردوسی آن بود که ایران و اسلام را در کنار یکدیگر نشاند. پیش از آن، برخی تنها بر عنصر ایرانی تکیه میکردند و اسلام را نادیده میگرفتند و برخی دیگر، مسائل دینی را برجسته میکردند و عنصر ملی را تحقیر میکردند؛ اما فردوسی این دو را با هم آشتی داد.
وی ادامه داد: بذر فرهنگ ایرانی ـ اسلامی بهصورت مکتوب و مدون در شاهنامه کاشته شد و بعدها دیگران آن را گسترش دادند.
همافزایی ایران و اسلام؛ عامل انسجام و پیشرفت
استاد ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند با اشاره به نسبت میان هویت ایرانی و آموزههای اسلامی گفت: هر زمان ایران و اسلام در کنار هم قرار گرفتند، جامعه ایران به پیروزی و انسجام رسید و هر زمان میان این دو فاصله افتاد، کشور دچار تشتت و پراکندگی شد.
نبرد خیر و شر؛ از شاهنامه تا عرفان ایرانی
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مضمونهای محوری شاهنامه افزود: در شاهنامه، نبرد میان نیکی و بدی و مقابله با دشمن خارجی مطرح است، اما بعدها در عرفان ایرانی این مبارزه به درون انسان منتقل شد و جهاد با نفس جای نبرد بیرونی را گرفت.
بهنامفر تصریح کرد: همانگونه که رستم در شاهنامه با دیو و اژدها میجنگد، در عرفان نیز انسان باید با «اژدهای نفس» مبارزه کند و قهرمان واقعی کسی است که هم در جهاد بیرونی و هم در جهاد درونی پیروز باشد.
رستم؛ نماد آزادگی و تنناپذیری در برابر ذلت
وی با اشاره به داستان رستم و اسفندیار گفت: رستم نماد آزادگی است و حاضر نیست تن به بند و ذلت بدهد؛ از همین رو در شاهنامه میگوید:
«به جز بند کز بند عاری بود / شکستی بود زشتکاری بود»
شایان ذکر است در پایان این نشست، برنامه پرسش و پاسخ برگزار شد و دکتر بهنام فر به پرسشهای حاضران پاسخ گفت.
