کتاب غرور و تعصب، نوشتهی جین آستین، یکی از برجستهترین آثار ادبیات کلاسیک انگلستان به شمار میآید. این کتاب نخستین بار در سال ۱۸۱۳ به چاپ رسید و از آن زمان تا کنون، منتقدان و کتابخوانهای بسیاری را مجذوب خود کرده است. در این کتاب، نهتنها با داستانی عاشقانه مواجه میشویم، بلکه با نقد دقیقی از جامعهی قرن نوزدهم انگلستان، بهویژه نظام طبقاتی آن روبهرو خواهیم شد. شاید وجود همین طبقات اجتماعی موجب میشود که شخصیتهای کتاب مدام دچار پیشداوری و غرور و تعصبهای نابهجا شوند!
اگر بخواهیم رمان عاشقانه خارجی غرور و تعصب را به لحاظ ژانر بررسی کنیم، باید بگوییم این اثر نوعی رمان عاشقانه است که میتوان آن را نوعی رمان اجتماعی نیز تلقی کرد. جین آستین در این کتاب توانسته با نثری روان، تأملات دقیق خود را به مخاطبان کتاب ارائه کند و داستانی را بنویسد که به ذهن و قلب خوانندگان نفوذ میکند. در این اثر، تحلیلهای روانشناختی نویسنده از رفتارها و تعاملات اجتماعی انسانها نیز درخور توجه است.
موضوع کتاب غرور و تعصب روابط اجتماعی، ازدواج، تفاوتهای طبقاتی در جامعه، همچنین تأثیر منفی پیشداوریها بر زندگی و تصمیمات افراد است. در این داستان، با خانوادهی بنت آشنا میشویم که پنج دختر با ویژگیهای متفاوت دارند. آستین در ترسیم شخصیتهای این دختران به گروههای مختلف اجتماعی توجه داشته و کوشیده است هریک از آنها را بهعنوان نمایندهی گروهی از زنان جامعهی خود به مخاطبان معرفی کند. در میان همهی شخصیتها، الیزابت جلوهی دیگری دارد. او دختر باهوشی است که از حساسیت خاصی نسبت به جامعه و اطرافیانش برخوردار است. عشقی که میان الیزابت و آقای دارسی شکل میگیرد، زندگی این دختر را به مسیرهای تازهای هدایت میکند. در این رمان، مدام با تصمیماتی مواجه میشویم که در نتیجهی غرور و قضاوتهای نادرست شکل میگیرند و آثار مخرب خود را بر زندگی شخصیتها بهجا میگذارند.