با آغاز قرن نوزدهم، پیشرفت های علمی جدید باعث شد بسیاری از نگرش ها و باورهای سنتی و قدیمی به حاشیه رانده شود و پرسش هایی نوین دربارهی ماهیت واقعیت و زندگی انسان به وجود آید. «نظریه تکامل از طریق انتخاب طبیعی» توسط «چارلز داروین»، باورهای پیشین را زیر سوال برد. همزمان با این که یافته های «داروین»، درک بسیاری از انسان ها از دنیای پیرامون را تغییر داد، نظریه های «زیگموند فروید» در مورد «ذهن ناخودآگاه» به بخشی اسرارآمیز از ذهن اشاره کرد که هیچکس به صورت خودآگاه نمی تواند به آن دسترسی داشته باشد. در کتاب «به سوی فانوس دریایی»، علاقهمندیِ «ویرجینیا وولف» به ناشناختگی دنیای پیرامون و ناشناختگی ذهن انسان، بازتابی از تأثیرات همین نظریه های علمی معاصر است.