پرسش‌های متداول


در مواقع بحرانی و اورژانسی، چگونه می­توانم از خدمات مشاوره استفاده کنم؟

در زمان­های بحرانی مانند شرایطی که در آن احساس خطر می­کنید و نیاز به دریافت فوری خدمات حمایتی و درمانی دارید، می­توانید با شماره 09020062066 (از ساعت 8 صبح تا 22 شب) تماس حاصل نمایید. همچنین شماره تماس­های 1480 (مشاوره تلفنی سازمان بهزیستی) و 123 (اورژانس اجتماعی) به صورت رایگان آماده ارائه خدمات مشاوره تلفنی و امدادرسانی اجتماعی در مواقع بحرانی (مانند اقدام به خودکشی و ...) هستند.

آیا اطلاعات ارائه شده از سوی مراجع، در مشاوره غیرحضوری نیز محرمانه خواهد ماند؟

یکی از اصول مهم مشاوره و روان­درمانی، اصل رازداری و حفظ محرمانگی اطلاعات مراجع است. این اصل، یقیناً در اشکال مشاوره غیر حضوری نیز صدق می­کند.

طول جلسات مشاوره آنلاین و تلفنی چه تفاوتی با مشاوره حضوری دارد؟

تفاوتی ندارد. مدت زمان هر جلسه بین 30 تا 45 دقیقه است.

مشاوره غیر حضوری (آنلاین یا تلفنی) چه فوایدی دارد؟

برخی افراد به دلایل مختلف، ممکن است تمایل داشته باشند که به صورت ناشناس با مشاور خود ارتباط داشته باشند که چنین شرایطی در مشاوره­های غیرحضوری امکان­پذیر است. علاوه بر این در مشاوره غیرحضوری، انعطاف بیشتری در تنظیم ساعات و جلسات مشاوره وجود دارد. مثلاً شما می­توانید در ساعات غیر اداری و یا حتی روزهای تعطیل هم از این خدمات بهره­مند شوید.

­ آیا مشاوره آنلاین و یا تلفنی در مقایسه با مشاوره حضوری واقعاً مؤثر است؟

نتایج اغلب پژوهش­های انجام شده نشان می­دهد که تفاوت­های اندکی میان خدمات مشاوره غیر حضوری با مشاوره حضوری در کیفیت شیوه­های مربوط به ارتباط درمانی بین مراجع و مشاور، تمایل به خودافشایی، همدلی و مشارکت وجود دارد (ایروین و همکاران، 2020).

مشاوره آنلاین بهتر است یا مشاوره تلفنی؟

سودمندی اشکال گوناگون خدمات مشاوره­ای برای افراد با شرایط و ویژگی­های مختلف، متفاوت است. اما به طور کلی در صورت برقراری شرایط مناسب اتصال به اینترنت (سرعت، کیفیت صدا و تصویر) و تمایل مراجع به ارتباط چهره به چهره در مشاوره الکترونیکی، این شکل از ارائه خدمات با توجه به اهمیت تعاملات غیر کلامی، می­تواند اولویت داشته باشد.

هزینه خدمات مشاوره تلفنی و آنلاین چقدر است؟

در حال حاضر خدمات مشاوره غیر حضوری (آنلاین و تلفنی) به صورت رایگان است.

بالاخره، چجوری برنامه‌­ریزی کنم؟

اینقدر غر نزنید. کمی هم صبر کنید.

گام های برنامه ریزی

گام اول : خود پائی وقت : هفته اول خود را زیر نظر بگیرید تا متوجه شوید وقت شما صرف چه کارهایی می­گردد.

گام دوم: کارها را با توجه به اهمیت آنها اولویت بندی کنید . می­توانید کارها را به سه درجه تقسیم بندی کنید .

الف) کارهای درجه یک : به کارهایی که فرد لازم است آنها را در این زمان انجام دهد و اگر آنها را به تعویق اندازد یک ضرر بزرگ در آینده و یا در زمان  حال به او برسد . برای مثال اگر هدف فردی تحصیل است، مطالعه برای او درجه 1 است زیرا ممکن است به علت درس نخواندن نتواند ادامه تحصیل دهد.

ب) کارهای درجه دوم : به کارهایی گفته می شود که فرد لازم است آنها را انجام دهد اما اگر برای مدتی به تعویق افتد مشکل خاصی بوجود نمی­آید . مثلاً آموزش رانندگی و گرفتن گواهینامه برای دانش­آموز ، که اگر یک یا دو سال دیرتر شود مشکل خاصی ایجاد نمی­گردد .

ج) کارهای درجه سه : به سرگرمی­ها و و کارهای تفننی گفته می­شود مثل تلوزیون دیدن ، بازی کردن و گردش رفتن . لازم است در برنامه­ریزی کارهای درجه سه نیز وجود داشته باشد اما میزان آن زیاد نباشد.

گام سوم:

در گام سوم که از مهمترین مراحل برنامه­ریزی می­باشد به اصول زیر توجه نمائید:

  1. برنامه باید ضمانت اجرایی داشته باشد به عبارتی اینگونه نباشد که اگر برنامه اجرا نشد اتفاقی نیفتد بلکه باید از خود تنبیهی استفاده کنیم و به شکلی تنبیه شویم بهترین تنبیه محروم کردن خودمان از آنچه که دوست داریم می­باشد .
  2. سعی کنید همانگونه که روز را به سه قسمت تقسیم می کنید 2 تا 3 درس را کنار هم بخوانید، خواندن یک درس پشت سر هم ذهن را خسته می­کند و برای فرد تکراری می­شود . در مقابل خواندن چند درس در کنار هم علاوه بر استفاده از الگوی یادگیری توزیعی خستگی کمتری را به همراه دارد و بهتر است درس­ها شبیه به هم نباشند .
  3. توصیه می­شود تنبیهات و پاداشها را هر هفته تغییر داده و تنوع بخشید و حتماً آنها را اعمال نمائید .

اگر نمی­توانید خود را تنبیه کنید بهتر است از یک ناظر خارجی استفاده نمائید یعنی فردی که برنامه شما را بداند و بتواند به کار شما نظارت و کنترل داشته و سپس تنبیهات را در مورد شما اعمال نماید.

برنامه ریزی می­کنم، ولی خٌب عمل نمی­کنم!

خٌب، این هم مشکل شایعی هست! عمل نکردن به برنامه­ریزی میتونه دلایل مختلفی داشته باشه. اولاً اینکه برنامه­ریزی زمانی میتونه بیشترین اثرگذاری رو داشته باشه که هدف شما کاملاً مشخص باشه. میدونم از شنیدن کلمه هدف، واقعاً دیگه خسته شدین. اما واقعاً تا مشخص نباشه اصلاً چرا من باید تلاش کنم؟ تلاش من به چه دردی میخوره؟ قراره من تو چه مسیری حرکت کنم و خٌب تهِش میخاد چه اتفاقی بیفته؟ تا به این سؤالات، حداقل فکر نکنیم، اونوقت، نوشتن برنامه ممکنه هیچ کمکی بهمون نکنه. برخی مواقع هم به این دلیل به برنامه عمل نمیشه که برنامه ما انعطاف لازم رو نداره. یعنی چی؟ یعنی نباید خیلی جوگیر بشیم و برای تک تک ثانیه­ها و لحظاتمون برنامه بریزیم. حالا تا دیروز، هیچ برنامه­ای نداشتیم. از امروز یهو متحول شدیم. میایم مشخص می­کنیم که مثلاً امروز ساعت 16:55 وقت چای خوردنمه و .... . این یکی از اشتباهات رایج دانشجوها و دانش­آموزاست. دوماً برنامه باید واقع­بینانه باشه. من که تا دیروز هفته­ای یک ساعت هم درس نمی­خوندم، خب معلومه برام سخته از امروز، روزی 5 ساعت مطالعه کنم. یادمون باشه یک شروع خوب خیلی اهمیت داره. شروع خوب، یعنی چی؟ یعنی شروع کردن. مهم اینکه شما بتونید آغازگر یک برنامه باشید و بالاخره به این نتیجه برسید که میتونید یک برنامه تنظیم کنید و بهش عمل کنید.

خب، پس چجوری بخونم که حافظه­ام خوب کار کنه؟

خب، خوشبختانه راهکارهای زیادی وجود دارد. به جز خلاصه کردن مطالب مهم و گوش دادن فعال سر کلاس که خیلی­ها اون رو میدونند؛ لازمه بدونید که اخیراً تحقیقات نشون داده که نوع هیجانی که ما موقع مطالعه تجربه می­کنیم تأثیر زیادی در چگونگی یادگیری ما داره! مثلاً استقبال از هیجان ابهام. آره درسته، ابهام. شاید برا خیلی­هاتون این عجیب باشه که چرا از بین این همه هیجان (لذت، علاقه و ...) ابهام می­تونه تأثیر مثبتی در یادگیری داشته باشه. واقعیت اینه که وقتی شما ابهام را در زمان درس خوندن تجربه می­کنید و این ابهام احتمالاً به خاطر اینه که فکر می­کنید مطلب رو خوب یاد نگرفتید، اونجا بهترین زمانه که مغز شما ظرفیت یادگیری عمیق رو داشته باشه. چرا؟ چون مغز شما عاشق چالش هست. البته چالشی که شما بتونید حلش کنید. حالا یا با مطالعه عمیق­تر و یا کمک گرفتن از بقیه .... . کنجکاوی هم همینطوره! وقتی شما کنجکاو باشید، مغزتون منتظر هست و این انتظار سیستم پاداش­بخش مغزتون را فعال می­کنه و اونوقت خود به خود مغز شما راهبردی را برای مطالعه انتخاب می­کنه که باعث یادگیری عمیق­تر و منسجم­تر بشه.

احساس می­کنم، حافظه­ام دیگر کار نمی­کند!

این جمله و یا مشابه این عبارت، احتمالاً جمله آشنایی برایتان باشد. واقعیت این است که درست است تفاوت­های فردی در خصوص ظرفیت حافظه افراد وجود دارد، اما بخش عمده استفاده از این ظرفیت، به ویژه در موقعیت­های یادگیری آموختنی است. لازمه­اش این است که ابتدا بدانیم، حافظه صرفاً یک مخزن و یا انبار برای پر کردن حجم انبوهی از اطلاعات نیست. بلکه یادگیری واقعی ما بستگی به نوع استفاده­ای دارد که ما از حافظه­مان داریم.

این ترم قطعاً مشروط میشم!

بسیاری از چیزهایی که نگران آن هستید، پیش­بینی­هایی هستند که به هیچ­وجه با واقعیت انطباق ندارند. ما اغلب نگرانیم که فاجعه­ای رخ بدهد یا منتظر وقوع حادثه­ای نادر هستیم. همچنین نگران هستیم که با شروع اولین اشتباه، اشتباهات بعدی پشت سر هم اتفاق بیفتد.

به نگرانی­هایتان پر و بال ندهید.

تصور کنید از شما می­خواهند در یک استخر با عمق 2 متر شنا کنید. برای انجام این کار هم پاداش ارزشمندی به شما خواهند داد. با خودتان می­گویید: «کار راحتی است و حتماً موفق می­شوم.» اما اگر به شما بگویند که باید در دریایی با عمق 100 متر، شنا کنید، قطعاً این بار دریافت پاداش هم نمی­تواند شما را قانع کند که این کار را انجام دهید؛ زیرا کوچکترین اشتباهی منجر به مرگتان خواهد شد. دقیقاً در مورد نگرانی­هایتان هم چیزی مشابه همین، در مورد اولین نگرانی از زنجیره نگرانی­هایتان صدق می­کند.

علی می­گوید: امتحان میان ترم را خراب کردم. قطعاً در پایان ترم نمی­توانم نمره قبولی بگیرم. علی نگران زنجیره­ای از اتفاقات است که هر کدام بدتر از دیگری هست. پس سعی کنید که پیش­بینی­هایتان را از چشم­اندازی واقع­بینانه­تر ببینید.